محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى دهلوى
111
مجربات اكبرى ( فارسى )
ساخته در پياله چينى اندازند و آب ليمون كاغذى ريزند آن قدر كه دو انگشت بالا آيد و در آفتاب نهند سر بسته تا خشك شود و باز آب ليمون همان قدر اندازند تا خشك شود و باز آب ليمون همان وجه آميزند و بار سوم كه خشك شود بيرون آرند و در آوند سفال متين به گل حكمت گذارند و آوند سفال ديگر واژگون بر آن گذارند بنوعى كه كناره و دهن يكسان بهم پيوندد و زير وى آتش كنند بسيار تند تا دو پاس دلته چند تر كرده بر پشت آوند واژگون نهند و بايد كه لته چون گرم شود دور كرده و باز سرد نموده بگذارند و بعد از دو پاس آوند بالا را به آهستگى بردارند تا آنچه متصعد شده ريخته نشود پس بگيرند و بدارند و با قدرى دارچينى و جوزبوا و امثال آن مخلوط ساخته اندكى بخورانند و اثر دواء باذن خالق ملاخطه نمايند و اگر بر سفال قدرى گل الايند طرف پشت بهتر باشد . ديگر ؛ دوائى كه مسمى است به حب كبريت جهت اشتها انفع الاشياء است ، كبريت در شير صاف كرده ، فلفل باى برنگ ، اجمود ، جواكهار ، هر يك دو دام ، نمك سياه ، دارفلفل ، كف دريا هر يك يك دام ، نمك سينده سه دام ، پوست هليله چهار دام ، ادويه كوفته ، بيخته ، به شيرهء ادرك سحق نمايند چون خشك شود با آب ليمون سحق نمايند يك شبانروز اگر زياده برين صلايه كند ، بهتر است و حب به قدر كنار صحرائى بندند . ديگر ؛ حب مشتهى ينقى المعده التى ضعيفه يتولد فيها البلغم و الرياح هليلج اسود چهار ماشه ، هليلج اصفر مثقال ، و نصف زنجبيل سنبل الطيب سه درم ، مصطگى سه درم ، ملح هندى سه درم ، صبر هشت درم ، بحب الكرات . سفوفى كه اشتها آرد و معده امعاء را قوت دهد و اسهال معدى و معوى را فورا بندد و قبض بگشايد مجرب است ؛ انار دانه ، پاؤ سير ، زنجبيل ، زيرهء